تبليغاتX
فاطمه

فاطمه

گل ستاره وجود حضرت باقر در آسمان شيعه تابيدن گرفت؛ امامی که شكافنده دانش ها، جامع علم و منبع دانش و مشهور به فضيلت و بينش است و درجه علم و دانشش بالاتر از فهم بشري، امام پايداري و تلخي چشيده اي  از حماسه عاشورا كه پيمانش با خدا غير قابل ترديد و فضيلت و كمالش غير قابل انكار است. امام علم كه چشمه‌هاي جوشان دانش و فنون و حكمت از انديشه هاي اين بابغه دين مي جوشيد و مي‌تراويد و اوراق زندگي اش سراسر سرشار از احاديث روايت‌‌ها و كلمات قصار و نصيحت هاست.

شب ميلادش، فضاي ساكت و آرام مدينه، مبهوت نورافشاني خانه گلين امام سجاد (ع) است و فروغي نوراني، آسمان مدينه را روشن كرده است؛ نوري كه از چهره معصوم و منور نوزادي مبارك به آسمان ساطع است. چشمه جاري شكافنده علم ها در بيابان خشكيده دانش جوشيدن گرفت و جان جويندگان علم و معرفت را از زلال پر بركت خود سيراب ساخت.

نام مبارک امام پنجم محمد بود. لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است، بدين جهت که: دريای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت. القاب ديگری مانند شاکر و صابر و هادی نيز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هريک باز گوينده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است.
کنيه امام "ا
بو جعفر" بود. مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) است. بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن (ع) و از سوی پدر به امام حسين (ع) مي رسيد. پدرش حضرت سيدالساجدين، امام زين العابدين، علی بن الحسين (ع) است. تولد حضرت باقر (ع) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجری در مدينه اتفاق افتاد.

در زمان اميرالمؤمنين علی (ع) گوئيا، مقام علم و ارزش دانش هنوز - چنان که بايد - بر مردم روشن نبود، گويا مسلمانان هنوز قدم از تنگنای حيات مادی بيرون ننهاده و از زلال دانش علوی جامی ننوشيده بودند و در کنار دريای بيکران وجود علی (ع) تشنه لب بودند و جز عده ای معدود قدر چونان گوهری را نمي دانستند. بي جهت نبود که مولای متقيان بارها مي فرمود: "سلونی قبل از تفقدونی پيش از آنکه من را از دست بدهيد از من بپرسيد و بارها مي گفت: من به راههای آسمان از راههای زمين آشناترم. ولی کو آن گوهرشناسی که قدر گوهر وجود علی را بداند؟ اما به تدريج، به ويژه در زمان امام محمد باقر (ع) مردم کم کم لذت علوم اهل بيت و معارف اسلامی را درک مي کردند و مانند تشنه لبی که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و يا قدر آن را ندانسته باشد، زلال گوارای دانش امام باقر (ع) را دريافتند و تسليم مقام علمی امام (ع) شدند و به قول يکی از مورخان:

"مسلمانان در اين هنگام از ميدان جنگ و لشکر کشی متوجه فتح دروازه های علم و فرهنگ شدند".

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 16:47  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

اللّهُمَّ صَلِّ عَلي فاطِمَةَ وَ اَبيها وَ بَعْلِها وَ بنيها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فيها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُكَ

شده عالمی منور ، ز طلوع نور زهرا (س)      

  که جمال حق ، نمایان ، شده با طلوع زهرا (س)

در حدیثى از امام صادق (ع) آمده است که جز خدا هیچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفرید و براى هر یک از آن انوار، اسمى از اسماى الهى برگزید و از اسم " فاطر" خداوند، نام فاطمه برای آن حضرت گرفته شد.

رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم با عده‏ای از اصحاب در ابطح نشسته بودند که ناگهان جبرئیل فرود آمد و بال‌های خود را گشود، به‌طوری که شرق و غرب را فرا گرفت. سپس رسول خدا را صدا کرد که « یا محمد، خدای تعالی تو را سلام می‏رساند و امر می‏فرماید که از خدیجه چهل روز کناره بگیر.»
این امر برای پیامبر به دلیل محبت زیادی که به خدیجه داشت، سخت بود، ولی دستور خدا را اطاعت کرد و از خدیجه کناره گرفت. روزها روزه بود و شب‌ها به عبادت مشغول می‌شد. پیامبر، عمار یاسر را به خدمت خدیجه فرستاد که به او بگو:
«ای خدیجه، چنین نپنداری که دوری من از تو به علت ناراحتی یا خشم من از توست؛این فرمان خدای تعالی است. ای خدیجه، خیال بد نکن و دلت روشن باشد؛ چرا که خدای تعالی هر روز چندین بار در برابر ملائکه اش، به وجود تو مباهات می‏کند . شب‌ها در خانه را ببند و به بستر خود برو. من هم در منزل فاطمه بنت اسد (مادر علی) هستم».

خدیجه سلام الله علیها هر روز از دوری رسول خدا غصه‌دار بود تا سرانجام، آن چهل روز به پایان رسید و جبرئیل نازل شد و گفت: « ای محمد، خدایت سلام می‌رساند و می‌گوید برای تحفه‏ای از جانبش آماده باش.» رسول خدا فرمود: « ای جبرئیل، تحفه خدای عالمیان چیست»؟
عرض کرد:« نمی‏دانم.» ناگهان میکائیل* با طبقی پوشیده با سندس (استبرق) فرود آمد و آن را پیش روی مبارک حضرت گذاشت.
جبرئیل پیش آمد و عرض کرد: «خدای تعالی فرمان داده است که امشب افطار خود را از این طعام قرار دهی».
امیرالمؤمنین در روایتی می‏فرماید: « رسول خدا هر وقت افطار می‏فرمود، دستور می‏داد در را باز بگذارند تا هر که می‏خواهد وارد شود. اما آن شب فرمود «ای علی، این طعام بر غیر من حرام است.» و به من امر کرد به کسی اجازه ورود ندهم. من کنار در خانه نشستم. رسول خدا پارچه را از روی غذا برداشتند.خوشه‏ای از خرما و خوشه‌ای از انگور بهشتی بود. رسول خدا آن غذا را به طور کامل میل کرد و آب خورد.سپس جبرئیل بر دست مبارکش آب ریخت و میکائیل آن را شست و اسرافیل خشک کرد و آنچه از غذا مانده بود به آسمان بالا رفت.

رسول خدا برای نماز نافله برخاست، که جبرئیل پیش آمد و عرض کرد اکنون تا وقتی به نزد خدیجه نرفته‌ای، نماز برای تو حرام است؛ زیرا خدای تعالی قسم یاد کرده که امشب از صلب تو نسلی پاک بیافریند. پس رسول خدا از جا برخاست و به طرف منزل رفت.
خدیجه‏ علیهاسلام در روایتی درباره‌ی آن شب می‌فرماید: « من دیگر به تنهایی خو گرفته بودم، شب‌ها سر خود را می‏پوشاندم، پرده‏ها را می‏انداختم، در را می‏بستم، نماز خود را می‏خواندم، چراغ را خاموش می‌کردم و به رختخواب می‏رفتم. آن شب هنوز خوابم نبرده بود که شنیدم کسی در می‌زند. با خود گفتم فقط محمد این‌گونه در می‌زند. پرسیدم«کیست؟» رسول خدا با لحن لطیف همیشگی‌اش فرمود: «باز کن، خدیجه! منم، محمد.»
با شادی تمام بلند شدم و در را باز کردم. رسول خدا وارد شد.

  • میکائیل یکی از چهار فرشته مقرب خداست که مأمور روزی رساندن به مخلوقات است .
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 0:7  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

 

حضرت زهرا ( عليها السلام ) در رابطه با دعاي روز جمعه از رسول گرامي اسلام نقل . فرمودند که : در روز جمعه ساعتي است که هر خواسته خير و نيکويي در آن ساعت به اجابت مي رسد . پرسيدم : يا رسول الله کدام ساعت است ؟

 فرمودند : آنگاه که نصف خورشيد در افق پنهان شود .

(کنز العمال ، ج 7 ، ص 766 )

خداي تعالي نيکي به پدر و مادر را واجب فرمود تا از خشم او در امان بمانند ، و دستگيري از خويشان را موجب افزايش عمر و سبب فزوني جمعيت و قدرت قرار داد .

(احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259 )

 

حضرت فاطمه سلام الله عليها به پدر گرامي شان عرض کردند : اي رسول خدا زنان قريش به منزل من وارد شدند و گفتند : پيامبر تو را همسر کسي قرار داد که سرمايه اي ندارد . رسول اکرم صلي الله عليه و آله در جواب فرمودند : قسم به خدا دخترم ، در خيرخواهي تو کوتاهي نکرده ام که تو را به اولين مسلمان و عالمترين و بردبارترين اشخاص تزويج نموده ام .
دخترم ، همانا خداي عزوجل نگاهي به زمين افکند و از اهل آن دو نفر را برگزيد ، که يکي از آن دو را پدرت و ديگري را شوهرت قرار داد .


(بحار الانوار ، ج 43، ص 133 )

  حضرت زهرا ( عليها السلام ) در لحظه هاي واپسين زندگي ، پس از وضو گرفتن به اسماء بنت عميس فرمود : " اي اسماء ! عطر مرا همان عطري که هميشه مي زنم ، و پيراهني را که هميشه در آن نماز مي گزارم بياور و بر بالينم بنشين ، هرگاه وقت نماز شد مرا از خواب بيدار کن ، اگر بيدار شدم که نماز مي گزارم ، و اگر بيدار نشدم کسي را به دنبال علي ( عليه السلام ) بفرست".

(کشف الغمه ، بيروت : دار الاضواء ، ج 2 ، ص 122 )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 13:1  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) فرمودند:
بهترین چیزها برای زنان آن است که مردان نامحرم را نبینند


و مردان هم ایشان را نبیند.

             



 

 *********************

 « وجه تسمیه حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) به انسیه حوراءِ »

 

پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود:خداوند نور حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را پیش از آفرینش زمین و آسمانها آفرید.عرض شد:یا رسول الله! مگر حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) از جنس آدمیان نیست؟ فرمود:او حور است در قالب آدمیان.خداوند نور وی را در صلب آدم به ودیعت گذاشت و از صلب من بیرون آورد،هر گاه شوق بهشت میکنم، حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) را می بوسم. (1)

 

ابن عباس در خبر مفصلی از پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم) نقل کرده که در ساق عرش نوری دیدم که فروزنده بود مانند حوریان بهشتی .پرسیدم کیست؟ گفتند: این دختر،«انسیه حوراء» است و او از میوه های بهشتی تکوّن یافته.

حوریه ای است بصورت انسیه و انسیه ای است به معنی حوریه و چون در بهشت را گشودند، بوی حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) را استشمام کردم.

مراد از حوریه این است که مانند انسان و انسیه،به کدورات عالم طبع،آلوده نشده و چون ملکه نوری است که به همه صور میتوان متشکل گردد.

اصل حورالعین ،از طبیعت ملک و نورانیت است و حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها)،انسیه ای است که به نورانیت و روحانیت فرشتگان است.چون بشریت،مستلزم کثرت کثافات عنصری مادی است؛ حضرت فاطمه انسیه حوراء(سلام الله علیها) از کدورت طبیعت بشری دور و منزه است و او موجودیت بین فرشتگان و بشر است .

بدین جهت حضرت زهراء(سلام الله علیها) را «انسیه حوراء» گفتند که روح افزا و روح بخش و روح انگیز بود و در طینت سنخیتی او، کدورات و کثافاتی وجود نداشته است.

«انسیه حوراء»؛ یک فرشته ای بصورت ترکیب عنصری بشری است که در لطافت و ملاحت، حوراء و در صورت، بشری بود که آلوده به پلیدیهای مادی نشده است.(2)

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 0:42  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

مولای ما امام رضا علیه السلام میفرمایند : کمال

الدین ولایتناو البرائه من اعدائنا تکامل یافتن دین به

دوست داشتن ما اهل بیت و دوری جستن از دشمنان

 ما است بحارالانوار جلد۲۷ صفحه۵۸

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 23:40  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

  زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معرفت به غبار

 آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایستگی میزبانی چشمه سار

همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر، غریبانه

زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک

 گفتی...

 

3 جمادی الثانی  پرپر شدن یاس بوستان رسول، بانوی عفاف و عصمت

، حضرت زهرای بتول علیهاالسلام را تسلیت می گوییم.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم):
فاطمة بضعة مِنِّي و هي نورُ عيني و ثمرة فؤادي و روحي التي بين جنبيّ و هي الحوراءُ الإنسيَّةُ(1)
فاطمة پاره وجود و نور دو چشم و ميوه قلب من است, او روح و جان من است كه در ميان دو پهلويم قرار گرفته. او حوريه اى است در سيماى انسان.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم):
إنَّ الله تبارك و تعالى يغضب لغضبِ فاطمةَ و يرضى لرضاها(2)
خداوند غضب مى كند به غضب فاطمة و خشنود مى شود به خشنودى فاطمة.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم):
إنَّ ابنتي فاطمة ملأَ الله قلبها و جوارحها إيمانًا و يقينًا(3)
خداوند تمام وجود دخترم فاطمة را لبريز از ايمان و يقين نموده است.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم):
فاطمة بضعة منِّي من سرَّها فقد سرَّني و من ساء ها فقد ساءَني, فاطمةُ أعزُّ الناس عَلََيَّ(4)
فاطمة پاره وجود من است, هر كه او را خوشحال كند مرا خوشحال كرده و هر كه او را بيازارد مرا آزار داده. فاطمة در نزد من عزيزترين مردم است.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم):
فاطمة حوراءُ إنسيَّةٌ فكلَّما اِشْتقتُ إلى رائحةِ الجنَّةِ شَمَمْتُ رائحةَ ابنتي فاطمة(5)
فاطمة فرشته اى در سيماى انسان است, هرگاه مشتاق بوى بهشت مى شوم دخترم فاطمة را مى بويم.

O رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم):
و أمّا ابنتي فاطمةُ... متى قامت في محرابها بين يدي ربِّها جلَّ جلاله زهر نورُها لملائكة السماء كما يزهر نور الكواكبِ لأهلِ الأرضِ, ويقول الله عزوجل لملائكته: يا ملائكتي انظروا الى أمَتي فاطمة سيدة إمائى قائمة بين يَدَيَّ, ترتعد فرائصها مِن خيفتي و قد أقْبَلَتْ بقلبها على عبادتي(6)
وقتى دخترم فاطمة در محراب عبادت مى ايستاد همچون ستاره اى براى ملائكه آسمان مى درخشيد. خدا به ملائكه مى گويد: اى ملائكه بنگريد به بهترين بنده من فاطمة, او در مقابل من ايستاده و از خوف من تمامى وجودش مى لرزد و با تمامى حضور قلبش به عبادت من روى آورده.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم):
إنِّى سمَّيتُ ابنتي فاطمةَ لأنَّ اللهَ عزَّوجلَّ فَطَمَها و فَطَمَ مَنْ أحبَّها مِن النار(7)
فاطمة را, فاطمة ناميدم, زيرا خداوند او را و آن كس كه او را دوست داشته باشد, از آتش حفظ مى كند.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم):
يا سلمانُ مَن أحبَّ فاطمةَ ابنتي فهو في الجنَّةِ مَعِي و مَن أبْغَضَها فهو في النار. يا سلمانُ حُبُّ فاطمةَ ينفع فى مِأةٍ مِنَ المَواطنِ, أيسرُ ذلك المَواطنِ الموتُ و القبرُ و الميزانُ والحسابُ و...(8)
اى سلمان! كسى كه دخترم فاطمة را دوست داشته باشد در بهشت با من است و كسى كه دشمن او باشد در آتش است. سلمان! محبت فاطمة در صد مورد نافع است[ و مايه نجات] كه آسان ترينش مرگ, قبر, هنگام سنجش اعمال, و... مى باشد.

امام مجتبى عليه السلام:
رأيتُ أُمِّي فاطمة[ عليها السلام] قامت في محرابها ليلة جمعتها فلم تَزَلْ راكعةً ساجدةً حتى اتَّضَحَ عمودُ الصبحِ و سَمِعْتُها تدعو للمؤمنينَ والمؤمناتِ و تُسَمِّيهِمْ و تُكْثِرُ الدعاءَ لَهُمْ و لا تَدْعُو لنفسها بشيء, فقلت لها: يا أُماه لِمَ لا تَدْعِينَ لنفسكِ كما تدعينَ لغيركِ؟ فقالت: يا بُنَيَّ الجارُ ثمَّ الدار(9)
مادرم فاطمة عليها السلام را شب جمعه اى در محراب عبادت ديدم كه تا دميدن فجر به ركوع و سجود اشتغال داشت و پيوسته با ذكر نام مرد و زن مومن دعاى فراوان برايشان مى نمود ولى براى خود دعايى نكرد. گفتم: مادر! چرا همانگونه كه براى ديگران دعا مى كنى براى خود دعا نمى كنى؟ فرمود: پسرم! نخست همسايه و سپس خويشتن.

امام صادق عليه السلام:
مَنْ عَرَفَ فاطمةَ حقَّ معرفتها فقد أَدركَ ليلةَ القدرِ و إنَّما سُمِّيَتْ[ فاطمةُ] فاطمةَ لأنَّ الخلقَ فُطِموا عَن معرفَتِها(10)
هر آن كس كه فاطمة را آن گونه كه بايد بشناسد, ليله القدر را درك كرده, و فاطمة را از آن رو فاطمة گفته اند كه مردم از شناخت او عاجزند.

عن مولانا المهدي عليه السلام:
و في ابنةِ رسولِ اللهِ لِي أُسوة حسنة(11)
دختر رسول الله(ص) براى من الگويى نيكوست.


پى نوشت ها:
1- بحارالانوار, ج43, ص172.
2- معجم الكبير طبرانى, ج1, ص108.
3- بحارالانوار, ج43, ص29.
4- همان, ص23.
5- همان, ص4.
6- همان, ص173.
7- همان, ص12 و 16 و..
8- ينابيع الموده, ص263.
9- بحارالانوار, ج43, ص82.
10- تفسير فرات الكوفى, چاپ تهران, ص581.
11- بحارالانوار, ج52, ص179.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 0:46  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

 

از امام صادق (ع) نقل مي کند:
هر کس بعد از هر نماز فريضه اين دعا را بخواند، پس امام محمد بن الحسن را ـ که بر او و پدرانش درود باد ـ در بيداري يا در خواب مي بيند.

اَللّهُمَّ بَلِّغ مَوْلانا صَاحِبَ الزَّمان، اَيْنَما کَانَ وَ حَيْثُما کان

مِنْ مَشارِقِ الاَرْضِ وَ مَغارِبِها، سَهْلِها و جَبَلِها، عَنّي وَ عَنْ والِدَيَّ وَ عَنْ وُلْدي وَ اِخْواني

اَلتَّحِيَّةَ وَ السَّلامَ عَدَدَ خَلْقِ اللهِ وَ زِنَةَ عَرْشِ اللهِ وَ ما اَحْصَاهُ کِتابُه وَ اَحاطَ عِلْمُهُ

اَللّهُمَّ اِنّي اُجَدِّدُ لَهُ فِي صَبيحَةِ هذَا الْيَوْمَ وَ مَا عِشْتُ فِيهِ مِنْ اَيّامِ حَياتِي

عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً لَهُ فِي عُنُقي لا اَحولُ عَنْها وَ لا اَزول

اَللّهُمَّ اجْعَلْني مِنْ اَنْصارِهِ وَ نُصّارِهِ

الذّابّينَ عَنْهُ وَ الْمُمْتَثِلينَ لاَوامِرِه وَ نَواهِيهِ فِي اَيّامِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْهِ

اَللّهُمَّ فَإنْ حَالَ بَيْني وَ بَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِي جَعَلْتَهُ عَلَي عِبادِکَ حَتْماً مَقْضِياً

فَأخْرِجْني مِنْ قَبْري مُؤْتَزِراً کَفَني، شاهِراً سَيْفي، مُجَرَّداً قَناتِي، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدّاعِي، فِي الْحَاضِرِ وَ الْبَادِي

اَللّهُمَّ اَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ

وَ اکْحُلْ بَصَري بِنَظْرَةً مِنّي اِلَيْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ

اَللّهُمَّ اشْدُدْ اَزْرَهُ وَ قَوِّ ظَهْرَهُ وَ طَوِّلْ عُمْرَهُ اَللّهُمَّ اعْمُرْ بِهِ بِلادَکَ وَ اَحْيِ بِهِ عِبَادَک

فَإنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ اَيْدِي النّاس

فَأظْهِرِ اللّهُمَّ لَنَا وَلِيَّک وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِيِّکَ الْمُسَمَّي بِاسْمِ رَسولِک صًلًواتُکَ عَلَيْهِ وَ آلِه

لا يَظْفَرَ بِشَيْءٍ مِنَ الْباطِلِ اِلّا مَزَّقَه وَ يُحِقَّ اللهُ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ وَ يُحَقِّقَهُ

اَللّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الْاُمَّةِ بِظُهورِه اِنَّهُم يَرَوْنَهُ بَعيداً وَ نَراهُ قَريباً

وَ صَلَّي اللهُ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:20  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:59  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

 میلاد رسول اکرم (ص)بر همگان مبارک

 

فرا رسیدن سال ۱۳۸۷بر همگان مبارک

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 6:24  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

در مقتل خون، خدا خدا كرد حسين تا حقّ نماز را ادا كرد حسين

 

در چشمة نور، شــستشو كرد شهيد آنگاه نماز عشق را قامت

بست شهيد

بر قبلة انــتخاب، روكــرد شهــيد پس سجده به خاك كوي او

كرد شهيد

چــون مــهيا شــوي براي نــماز ديده پوش از همه سواي نماز

 

سير در آسمان تــوحــيد اسـت زابتدا تا به انتهاي نماز

 

صــد و دو آيـه است در قــرآن كه خداي مي كند ثناي نماز

 

ابـن عبّاس گفــت در صـفّـين كه علي كرد جان فداي نماز

 

ديــدم انــدر فــلك نگاه كند از پي فرصت اداي نماز

 

عرض كردم كه يا علي اكـنون اندرين صحنه نيست جاي نماز

 

گـفت بهـر نـماز مـي جنـگم جنگ ما نيست جز براي نماز

 

اين علي و آن حسين، فرزندش كه فدا شد پي بقاي نماز

 

آن حسيني كه خونبهاش خداست خون پاكش بود بهاي نماز

 

زنمازي كه خواند در مقــتل خلق را كرد آشناي نماز

 

دســت عباس با عَلَم افتــاد تا نيفتد ز پا لواي نماز

 

خــود و اصـحاب با شهامت او بر فشاندند سر به پاي نماز

 

داد جان تا نماز جــان گــيرد كرد محكم ز خون بناي نماز

 

ز آن به خاكش نماز ارزنده است

 

كه نماز از قيــام او زنــده است

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 18:25  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

JavaScript Codes